اطاعت پرده

روزی متوکّل چون می خواست امام هادی علیه السلام را اذیت کند به دربار دعوت کرد تا برنامه ای اجرا کند که باعث ضایع شدن امام شود.

معمولاً رسم بود وقتی مهمانی وارد می شد خادمین پرده ها را کنار می زدند تا آن مهمان وارد شود. یکی از اطرافیان خلیفه گفت: شما امام را دعوت می کنید و سپس به او احترام می گذارید. این خلاف نظر شماست. چون وقتی امام وارد می شد افسران و مقامات در صف می ایستادند و به اصطلاح امام سان می دیدند. این کار از نظر خلیفه این بود که امام را تحقیر کند.

خلیفه دستور داد که هر وقت امام علیه السلام وارد شدند کسی نباید پرده ها را کنار بزند تا به امام بی احترامی کند. این دستور از آن جهت بود که بگوید ما به حضرت بی احترامی می کنیم و برای او ارزش قایل نیستیم. شخصی را به سراغ حضرت فرستاد و عرض کرد که خلیفه شما را می خواهد ملاقات کند. حضرت نیز به راه افتاد زمانی که حضرت وارد قصر شد پرده ها خود به خود کنار رفتند. اطرافیان خلیفه نزد خود فکر کردند که شاید این اتفاقی بود. چند روز بعد دوباره امام را دعوت کرد باز همان اتفاق افتاد یعنی بدون اینکه بادی وزیده باشد پرده ها کنار رفتند. متوکل ضایع شده بود. چرا که همه می گفتند که زمانی که امام هادی علیه السلام وارد می شود پرده ها به اذن خدا کنار می روند.هم همه ایجاد می شد. متوکل دید که خود ضایع شده است. دستور داد که همان احترام سابق دوباره گذاشته شود تا جریان پرده نزد مردم به صورت معجزه در نیاید.  

چراغی را که ایزد بر فروزد                        هر آنکس پف کند ریشش بسوزد

با آل علی هر که درافتاد، وَر افتاد